 |
زندگي نامه پوپك |
|
پوپک گلدره در یکی از روزهای زیبای تابستان در تهران به دنیا
آمد. 8 مرداد ماه 1350 روزی بود که چشمان او به روی دنیا باز
شد. او دومین فرزند خانواده بود. فرزند اول خانواده بهار بود
که چهار سال از پوپک بزرگتر است. هدهد بعد از گذراندن دوران
کودکی و نوجوانی دیپلم خود را در رشته ریاضی گرفت اما در رشته
انسانی در دانشگاه شرکت کرد و در این مدت کوتاه با تلاش فراوان
توانست رتبه 54 در دانشگاه سراسری را کسب کند. پدر و مادر
اصرار داشتند که او همانند بهار در رشته حقوق ادامه تحصیل دهد
اما پوپک رشته روانشناسی بالینی را انتخاب کرد و به دانشگاه
تهران راه یافت. در دوران آخر تحصیل در دانشگاه پایان نامه او
با عنوان تئاتر درمانی نظر همه را به خود جلب کرد و همین باعث
شد که او به بازیگری روی آورد. در اولین کار خود در نمایش پل
به ایفای نقش پرداخت و از آن پس علاقه ی بیشتری به هنر و
بازیگری پیدا کرد. در سال 1373 در مجموعه ساعت خوش به
کارگردانی مهران مدیری شرکت کرد که مورد توجه بسیاری از مردم
قرار گرفت. پوپک در سال 1375 در ویدئو کلیپ رویای زمین حاضر شد
اما این کلیپ بسیار کم در تلویزیون نمایش داده شد. سال 1378
برای پوپک سال محبوبیت او در میان مردم بود. او در این سال به
پیشنهاد بهروز بقایی در یک مجموعه زیبای تلویزیونی به نام
رویای شیرین دریا شرکت کرد و به دلیل احساس و چهره ی پاکی که
در این مجموعه از خود نشان داده بود مورد توجه بسیاری از مردم
قرار گرفت و رویای شیرین دریا نقطه ی آغازی شد برای محبوبیت او
در میان هموطنانش. هدهد پس از شرکت در این مجموعه تلویزیونی در
سال 1379 به پیشنهاد همایون اسعدیان در فیلم سینمایی آخر بازی
حضور یافت و باز هم مورد توجه مردم و طرفدارانش قرار گرفت. پس
از درخشش در آخر بازی و ایفای نقش زیبای پوپک او مورد توجه
ابراهیم حاتمی کیا قرار گرفت و در همان سال در فیلم موج مرده
در میان بازیگران مشهوری چون پرویز پرستویی و آزیتا حاجیان
حاضر شد و به دلیل بازی کردن در نقش یک دختر بومی اهل جنوب
توجه بسیاری از مردم و هنرمندان را به خود جلب کرد. زیرا او در
مجموعه رویای شیرین دریا نقش یک دختر شمالی را بسیار عالی ایفا
کرده بود و حتی بسیاری از مردم فکر می کردند که او اصلا اهل
شمال است و حضور او در موج مرده توانایی او را در بازیگری به
همه اثبات کرد. در سال بعد یعنی در سال 1380 پوپک در
نقشی متفاوت در فیل سیندرلا حاضر شد. نقش دختری فقیر که عاشق
پسری در سطح خود شده و با رویای سیندرلا شدن در قصه ها زندگی
خود را ادامه می دهد و باز هم پوپک توانست در این فیلم هم
سربلند بیرون آید. قابل توجه است که نقش مقابل پوپک را در این
فیلم رامبد جوان بر عهده داشت. پوپک با تجربه ای که در این سال
ها کسب کرده بود در سال 1380 تصمیم گرفت تا ادامه تحصیل بدهد و
به همین دلیل به آمریکا رفت تا در کنار خواهر خود که در رشته
حقوق درس خوانده بود و در آمریکا زندگی می کرد به ادامه تحصیل
بپردازد. اما پس از چند ماه زندگی در آمریکا علاقه ی او به
بازیگری نگذاشت تا او در آمریکا بماند و به تهران بازگشت. گفته
ی خود اوست که در جواب مادرش که به او می گفت در آمریکا بمان و
ادامه تحصیل بده گفت:(هیچ کاری جز بازیگری مرا ارضا نمی کند).
او به تهران بازگشت و پس از چند سال استراحت و بازی نکردن در
سریال ها و فیلم های سینمایی ایفای نقش در سریال روح مهربان را
پذیرفت و در نقش زنی که بر اثر بیماری افسردگی در بیمارستان
بود در جعبه جادویی حاضر شد. پوپک در سال 1385 با پیشنهاد
سیروس مقدم روبه رو شد و پذیرفت که در نقش دختری مهربان و ساده
به ایفای نقش بپردازد. در اواسط کار ضبط این مجموعه بود که
عوامل کار به دلیل خستگی بیش از حد پوپک در ساعت های زیادی که
جلوی دوربین بود به او 48 ساعت مرخصی دادند و پوپک با چند تن
از دوستانش با ماشین کرایه ای به شمال رفتند. در راه برگشت به
تهران در جاده نور-چمستان پوپک با سانحه رانندگی روبه رو شد که
در این سانحه همه ی دوستان او و راننده جان خود را از دست
دادند و تنها فردی که توانست جان سالم به در ببرد پوپک بود. او
را سریعا به بیمارستان 17 شهریور آمل رساندند و بعد از چند
ساعت با متوجه شدن پرستار بیمارستان که فردی که تصادف کرده است
پوپک گلدره بوده است به پدر او اطلاع می دهند و محمدرضا گلدره
به اتفاق مهران مهام به آمل می آیند و پوپک را به تهران منتقل
می کنند. پوپک در این سانحه به اغما رفت و 8 ماه هم این اغما
به طول کشید. در این 8 ماه پوپک مورد لطف بسیاری از مردم قرار
گرفت که برای سلامتی او دعا می کردند اما پوپک دل را به دریا
زده بود و آرزوی پرنده شدن او به حقیقت پیوست و سرانجام در 27
فروردین 1385 دار فانی را وداع گفت و روح بلندش در آسمان های
بی کران به پرواز درآمد و پوپک گلدره در میان مردم جاودانه شد.
پس از تصادف پوپک مجموعه نیمه کاره نرگس ادامه پیدا کرد و
ستاره اسکندری حاضر شد که نقش نرگس را با ثابت ماندن سکانس های
پوپک ادامه بدهد که در همین جا از خانوم اسکندری به خاطر این
کار با شهامتش تشکر می کنیم.
و در آخر آنچه گفتنی است این خواهد بود که : آسمان مال من
است ، خواهی نخواهی...
روحش شاد و یادش تا ابد گرامی
|